افراد آنلاین
26 کاربر آن‌لاين است (4 کاربر در حال مشاهده‌ی سایت انجــــمن ها)
ادامه...

در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





اشعار سعدی
مديران سايت
عضو شده از:
۷:۰۰ یکشنبه ۲ خرداد ۱۳۸۹
گروه:
مدير سايت
عضو سايت
پیام: 1392
سطح : 32; درصد این سطح : 6
پست/روز : 155 / 776
روز/پست : 464 / 15732
آفلاین
توانگری نه به مالست پیش اهل کمال
که مال تا لب گور است و بعد از آن اعمال

من آنچه شرط بلاغ است با تو می گویم
تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال

محل قابل و آنگه نصیحت قائل
چو گوش و هوش نباشد، چه سود حسن مقال؟

به چشم و گوش و دهان آدمی نباشد شخص
که هست صورت دیوار را همین تمثال

نصیحت همه عالم چو باد در قفس است
به گوش مردم نادان، چو آب در غربال

دل ای حکیم در این معبر هلاک مبند
که اعتماد نکردند بر جهان عقال

مکن به چشم ارادت نگاه در دنیا
که پشت مار به نقش است و زهر او قتال

نه آفتاب وجود ضعیف انسان را
که آفتاب فلک را ضرورت است، زوال

چنان همی به لطف پرورد مروارید
و گر به قهر چنان خرد می کند که سفال

برفت عمر و نرفتیم راه شرط و ادب
براستی که به بازی برفت چندین سال

کنون که رغبت خیر است، زور طاعت نیست
دریغ روز جوانی که صرف شد به محال

زمان توبه و عذر است و وقت بیداری
که پنج روز دگر میرود به استعجال

کنون هوای عمل می زند کبوتر نفس
که دست جور زمانه نه پر گذاشت و نه بال

چنان شدم که به انگشت می نمایندم
نماز شام که بر بام می روم چو هلال

وصال حضرت جان آفرین مبارک باد
که دیر و زود فراق اوفتد در این وصال

به زیر بار گنه گام بر نمی گیرم
که زیر بار به آهستگی رود حمال

چنین گذشت که دیگر امید خیر نماند
مگر به عفو خداوند منعم متعال

بزرگوار خدایا! به حق مردانی
که عارفان جمیل اند و عاشقان جمال

مبارزان طریقت که نفس بشکستند
به زور بازوی تقوی و للحروب رجال

یقدسون له بالخفی و الاعلان
یسبحون له بالغدو و الآصال [1]

مراد نفس ندادند از این سرای غرور
که صبر پیش گرفتند تا به وقت وصال

به سر سینه ی این دوستان علی التفصیل
که دستگیری و رحمت کنی علی الاجمال

رهی نمی برم و چاره ای نمی بینم
به جز محبت مردان مستقیم الاحوال

مرا به صحبت نیکان امید بسیار است
که مایه داران رحمت کنند بر بطال

بود که صدر نشینان بارگاه قبول
نظر کنند به بیچارگان صف نعال

توقع است به انعام دائم المعروف
زبهر آنکه نه امروز میکند افضال

همیشه در کرمش بوده ایم و در نعمش
از آستان مربی کجا روند اطفال؟

سوال نیست مگر بر خزائن کرمش
سوال نیز چه حاجت که عالِم است به حال

من آن ظلوم جهولم که اولم گفتی
چه خواهی از ضعفا ای کریم و از جهال؟

مرا تحمل باری چگونه دست دهد؟
که آسمان و زمین سر بتافتند و جبال

ثنای حضرت عزت نمی توانم گفت
که ره نمی برد آنجا قیاس و وهم و خیال

ختام عمر، خدایا به فضل و رحمت خویش
به خیر کن که همین است، غایت الآمال

بر آستان عبادت وقوف کن سعدی
که وهم منقطع است از سرادقات جلال

[1] به پاکی می ستایند او را در نهان و آشکارا
نیایش او را بامدادن و شامگاهان

شیخ اجل سعدی شیراز

پیام زده شده در: ۲۳:۱۱ پنجشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۸۵

ویرایش شده توسط مدير سايت در تاریخ ۱۳۸۷/۲/۲۷ ۱۹:۲۹:۰۶
انتقال پست به یک برنامه دیگر انتقال


Re: نصایح پدرانه سعدی
مديران سايت
عضو شده از:
۷:۰۰ یکشنبه ۲ خرداد ۱۳۸۹
گروه:
مدير سايت
عضو سايت
پیام: 1392
سطح : 32; درصد این سطح : 6
پست/روز : 155 / 776
روز/پست : 464 / 15732
آفلاین
مگسی گفت عنکبوتی را
کین چه ساق است و ساعد باریک؟

گفت اگر در کمند من افتی
پیش چشمت جهان کنم تاریک


عنکبوت ضعیف نتواند
که رود چون درندگان به شکار

رزق او را پری و بالی داد
تا به دامش در اوفتد ناچار

پیام زده شده در: ۱۴:۰۸ شنبه ۱۹ اسفند ۱۳۸۵
انتقال پست به یک برنامه دیگر انتقال


Re: نصایح پدرانه سعدی
مديران سايت
عضو شده از:
۷:۰۰ یکشنبه ۲ خرداد ۱۳۸۹
گروه:
مدير سايت
عضو سايت
پیام: 1392
سطح : 32; درصد این سطح : 6
پست/روز : 155 / 776
روز/پست : 464 / 15732
آفلاین
شنیدم که پیر زنی دردمند
همی گفت و رخ بر زمین می نهاد

هر آن کدخدا را که بر بیوه زن
ترحم نباشد، زنش بیوه باد

پیام زده شده در: ۱۴:۱۰ شنبه ۱۹ اسفند ۱۳۸۵
انتقال پست به یک برنامه دیگر انتقال


Re: نصایح پدرانه سعدی
مديران سايت
عضو شده از:
۷:۰۰ یکشنبه ۲ خرداد ۱۳۸۹
گروه:
مدير سايت
عضو سايت
پیام: 1392
سطح : 32; درصد این سطح : 6
پست/روز : 155 / 776
روز/پست : 464 / 15732
آفلاین
هرگز به مال و جاه نگردد بزرگ نام
بد گوهری که خبث طبیعتش در رگ است

قارون گرفتمت که شدی در توانگری
سگ نیز با قلاده زرین، همان سگ است

پیام زده شده در: ۱۴:۱۰ شنبه ۱۹ اسفند ۱۳۸۵

ویرایش شده توسط مدير سايت در تاریخ ۱۳۸۵/۱۲/۱۹ ۱۴:۳۴:۱۰
انتقال پست به یک برنامه دیگر انتقال


Re: نصایح پدرانه سعدی
مديران سايت
عضو شده از:
۷:۰۰ یکشنبه ۲ خرداد ۱۳۸۹
گروه:
مدير سايت
عضو سايت
پیام: 1392
سطح : 32; درصد این سطح : 6
پست/روز : 155 / 776
روز/پست : 464 / 15732
آفلاین
خداوندی چنین بخشنده داریم
که با چندین گنه امیدواریم

که بگشاید دری کایزد ببندد؟
بیا با هم در این درگه بنالیم

خدایا گر بخوانی و برانی
جز انعامت در دیگر نداریم

سر افرازیم اگر بر بنده بخشی
و گر نه از گنه سر بر نیاریم

زمشتی خاک ما را آفریدی
چگونه شکر این نعمت گذاریم

تو بخشیدی روان و عقل و ایمان
و گر نه ما همان مشت غباریم

تو با روز و شب در خلوت و ما
شب و روزی به غفلت می گذاریم

نگفتم خدمت آوردیم و طاعت
که از تقصیر خدمت شرمساریم

مباد آنروز در درگاه لطفت
بدست نا امیدی سر بخاریم

خداوندا به لطفت با صلاح آر
که مسکین و پریشان روزگاریم

زدرویشان کوی انگار ما را
که از خاصان حضرت بر کناریم

ندانم دیدنش را خود صفت چیست؟
جز این را کز سماعش بی قراریم

شرابی در ازل او داد ما را
هنوز از تاب آن می در خماریم

چو عقل اندر نمی گنجد تو سعدی
بیا تا سر به شیدایی بر آریم

پیام زده شده در: ۱۸:۵۸ چهارشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۸۶
انتقال پست به یک برنامه دیگر انتقال


Re: نصایح پدرانه سعدی
مديران سايت
عضو شده از:
۷:۰۰ یکشنبه ۲ خرداد ۱۳۸۹
گروه:
مدير سايت
عضو سايت
پیام: 1392
سطح : 32; درصد این سطح : 6
پست/روز : 155 / 776
روز/پست : 464 / 15732
آفلاین
صاحبا عمر عزیزست غنیمت دانش
گوی خیری که توانی ببر از میدانش

چیست دوران ریاست که فلک با همه قدر
حاصل آنست که دایم نبود دورانش

آن خدایست تعالی، ملک الملک قدیم
که تغییر نکند ملکت جاویدانش

جای گریه‌ست برین عمر که چون غنچه‌ی گل
پنج روزست بقای دهن خندانش

دهنی شیر به کودک ندهد مادر دهر
که دگرباره به خون در نبرد دندانش

مقبل امروز کند داروی درد دل ریش
که پس از مرگ میسر نشود درمانش

هر که دانه نفشاند به زمستان در خاک
نا امیدی بود از دخل به تابستانش

گر عمارت کنی از بهر نشستن شاید
ورنه از بهر گذشتن مکن آبادانش

دست در دامن مردان زن و اندیشه مدار
هر که با نوح نشیند چه غم از طوفانش

معرفت داری و سرمایه‌ی بازرگانی
چه به از دولت باقی بده و بستانش

دولتت باد وگر از روی حقیقت برسی
دولت آنست که محمود بود پایانش

خوی سعدیست نصیحت چه کند گر نکند
مشک دارد نتواند که کند پنهانش

پیام زده شده در: ۳:۵۰ چهارشنبه ۶ تیر ۱۳۸۶
انتقال پست به یک برنامه دیگر انتقال


Re: اشعار سعدی
مديران سايت
عضو شده از:
۷:۰۰ یکشنبه ۲ خرداد ۱۳۸۹
گروه:
مدير سايت
عضو سايت
پیام: 1392
سطح : 32; درصد این سطح : 6
پست/روز : 155 / 776
روز/پست : 464 / 15732
آفلاین
غافلند از زندگی مستان خواب
زندگانی چیست مستی از شراب

تا نپنداری شرابی گفتمت
خانه آبادان و عقل از وی خراب

از شراب شوق جانان مست شو
کانچه عقلت می‌برد شرست و آب

قرب خواهی گردن از طاعت مپیچ
جامگی خواهی سر از خدمت متاب

خفته در وادی و رفته کاروان
ترسمش منزل نبیند جز به خواب

تا نپاشی تخم طاعت، دخل عیش
برنگیری، رنج بین و گنج یاب

چشمه‌ی حیوان به تاریکی درست
لعل اندر بحر و گنج اندر خراب

هر که دایم حلقه بر سندان زند
ناگهش روزی بباشد فتح باب

رفت باید تا به کام دل رسید
شب نشستن تا برآید آفتاب

سعدیا گر مزد خواهی بی‌عمل
تشنه خسبد کاروانی در سراب

"سعدی شیرازی"

پیام زده شده در: ۱۹:۳۱ جمعه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۷
انتقال پست به یک برنامه دیگر انتقال


پاسخ به: اشعار سعدی
مديران سايت
عضو شده از:
۷:۰۰ یکشنبه ۲ خرداد ۱۳۸۹
گروه:
مدير سايت
عضو سايت
پیام: 1392
سطح : 32; درصد این سطح : 6
پست/روز : 155 / 776
روز/پست : 464 / 15732
آفلاین
یارا بهشت صحبت یاران همدمست
دیدار یار نامتناسب جهنمست

هر دم که در حضور عزیزی برآوری
دریاب کز حیات جهان حاصل آن دمست

نه هر که چشم و گوش و دهان دارد آدمیست
بس دیو را که صورت فرزند آدمست

آنست آدمی که در او حسن سیرتی
یا لطف صورتیست دگر حشو عالمست

هرگز حسد نبرده و حسرت نخورده‌ام
جز بر دو روی یار موافق که در همست

آنان که در بهار به صحرا نمی‌روند
بوی خوش ربیع بر ایشان محرمست

وان سنگ دل که دیده بدوزد ز روی خوب
پندش مده که جهل در او نیک محکمست

آرام نیست در همه عالم به اتفاق
ور هست در مجاورت یار محرمست

گر خون تازه می‌رود از ریش اهل دل
دیدار دوستان که ببینند مرهمست

دنیا خوشست و مال عزیزست و تن شریف
لیکن رفیق بر همه چیزی مقدمست

ممسک برای مال همه ساله تنگ دل
سعدی به روی دوست همه روزه خرمست

پیام زده شده در: ۲۲:۳۵ دوشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۱
انتقال پست به یک برنامه دیگر انتقال






شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید

[جستجوی پیشرفته]



ثبت نام | ورود به سایت | تبادل لینک | |