شاخه ها
افراد آنلاین
24 کاربر آن‌لاين است (1 کاربر در حال مشاهده‌ی سایت مقالات)
ادامه...
مقالات :: داستانهای طنز و خنده دار
داستان جک و لوبیای سحرآمیز

داستان جک و لوبیای سحرآمیز

روزی روزگاری در دور دست ها ، جک و مادر بزرگ خویش در کلبه ای بس فقیرانه زندگی می کردند . ساده برایتان عرض نمایم ، جک و مادربزرگش از بدبخت ترین و بیچاره ترین مردمان روستای خویش بودند طوری که شب ها شام شان عبارت بود از مورچه و آب که به آن سوپ مورچه نیز می گفتند ....

روزی روزگاری در دور دست ها ، جک و مادر بزرگ خویش در کلبه ای بس فقیرانه زندگی می کردند . ساده برایتان عرض نمایم ، جک و مادربزرگش از بدبخت ترین و بیچاره ترین مردمان روستای خویش بودند طوری که شب ها شام شان عبارت بود از مورچه و آب که به آن سوپ مورچه نیز می گفتند .

جک و مادربزرگش از مال دنیا فقط و فقط گاوی داشتند شیر ده که فی الکل الیوم فقط یک لیوان شیر می داد و بس . مادر بزرگ روزی رو به جک چنینی ابراز داشت :

" ای جک عزیز ، در وضعیت بسیار بدی قرار داریم و می دانی که زندگیمان رو به نابودیست . این گاو را بستان و به کشتار گاه ببر و وی

را بفروش و با پول آن مقداری نان و گوشت تهیه کن و باقی مانده را به بانک پارسیان برده و در حساب بلند مدت ، با سود مـــاهـــــیانه 17 % بگذار ، باشد که پولدار شویم . "

جک از خدا بی خبر گاو را گرفت و به سوی کشتارگاه روانه شد . در راه پیرمردی در لباس خزیده را دید . از کنار ایشان رد می شد که ناگهان پیرمرد از لباس خویش به بیرون جست و اینطور گفت :

" سلام ای جوانک . به کجا می روی چنین شتاب زده و محزون ؟ "

جک از جا پرید و سکندری خورد :
" سلام ای پیر مغان ! گاوم را به کشتار گاه می برم . چند روزیست که غذا به لبانم نخورده است . گرسنه ام . "

پیرمرد شتاب زده و حالتی خونسرد چنین گفت :
" اهل معامله نیز هستی ؟ گاوت را می ستانم و در عوض چیزی بر تو می دهم که ارزش آن هزاران برابر گاوت است . "

جک متعجبانه اینطور گفت :
" چه چیزی ؟ "

پیرمرد دست در بغچه ی خویش کرد و وسیله ای را به بیرون کشید :
" این ، تلفن همراه است . سیم کارتش ایرانسل است . طرحش هم قهوه ای مایل به سبز نقره ایست . با این کار هایی می توان کرد که ققنوس رستم نتوانست کند . آب حوض نیز خالی می کند . . . "

خلاصه پیرمرد تعریف کرد و کرد و توانست مــخ جک را بزند . جک نیز گاو را به پیرمرد داد و گوشی را گرفت . پیرمرد چیز دیگری نیز از جیب خود به بیرون آود و به جک چنین گفت :
" این هم لوبیای سحر آمیز . این اشانتیون سیم کارت ایرانسل است . راستی … این هم جا سوییچی . برو به سلامت "

جک گوشی و لوبیا را در جیب خود گذاشت و جا سوییچی را به کمربند خود وصل کرد و به خانه متواری شد .

زمانی که به خانه رسید مادربزرگش وی را دست خالی یافت . چنین گفت :
" پس نان و گوشتی که باید می آوردی به کجا رفت ؟ پول ها را به حساب ریختی ؟ دفترچه اش کجاست ؟ "

جک داستان را برای مادر بزرگ خویش بازگو کرد و مادر بزرگ چون این دستان را شنید با ته قابلمه بر سر جک کوباند و لوبیا و گوشی را از پنجره به بیرون انداخت .

جک به سرعت به طرف گوشی رفت و آن را یافت ولی هرچه به دنبال لوبیا گشت چیزی نیافت . در آخر به اتاق خود بازگشت و شب را در تخت خواب با ایرانسلش در اینترنت سپری کرد . . .

ساعت ها گذشت . جک دیگر در مورد ایرانسل همه چیز را می دانست . می دانست که برای دیدن مانده حساب خویش با ید #1*140* را شماره گیری نماید و می تواند اگر شارژ نداشت از دوست خویشتن با استفاده از شارژ الکترونیکی شارژ قرض بگیرد . بدین صورت ساعت ها گذشت و صبح شد .

صبح که جک از خواب بیدار گشت به پنجره نگاهی انداخت و با تعجب دید که درخت لوبیایی تا به آسمان رفته است . کنجکاو گشت . از درخت لوبیا به بالای رفت و همانطور رفت و رفت و رفت . . . .

ناگهان از ابر ها گذر کرد و به دنیایی جدید رسید . از ساقه ی لوبیا خود را به سوی زمین آن جهان پرت کرد و در دوردست ها (همانجا که تلاجن بیدار بودند) قصری دید که شکوه و عظمتش همانند هزاران قصر بود . دوان دوان به سوی قصر رفت . ناگهان در قصر بگشوده شد و غولی عریض و طویل به بیرون جست . صدایش همچو خرس بیابان و دندانش هایش همچون ببر کوهستان . جک که در قصر را باز دید خود را در آن انداخت و وارد گشت . غول کوچکتری دید که جنس مونث بود . غول ماده ناگهان برگشت و جک را دید و فریادی کوتاه کشید :

" ای جوانک اینجا چه می کنی ؟ تا چند ساعت دیگر آقا غوله سر می رسد و اگر تو را ببند دهانت را آسفالت می کند . بدو و قایم شو تا من برای آقا غوله غذا طبخ نمایم "

جک به درون یکی از اتاق ها رفت که اتفاقا اتاق آقا غوله بود . به روی میز آقا غوله جست و 3 دید که از تعجب شاخ در آورد :
· گوشی همراه با سیم کارت ایرانسل با شارژی معادل 2 میلیون تومان
· دستگاهی که با زدن یک دکمه از توی آن شارژ 2 هزار تومانی در می آمد
· کیسه ای پر از گوشی های مختلف اعم از سری N و F و Z و T و U و K و P و ... .

ناگهان دلش ریخت چون به چیز های جالبی دست یافته بود . کیسه ها و دستگاه سنگین بودند و جک فقط می توانست یکی از آن ها را بر دارد . گوشی را در جیب خویش گذاشت و کیسه ی گوشی ها را بر داشت و فلنگ را محکم بست و از لوبیا به پایین آمد و به اتاقش رفت و کلی خوشحال گشت .

ساعاتی بعد آقا غوله به اتاق خود رسید و گوشی و کیسه را گم شده یافت . به زن خویش شک کرد و وی را کتک زد و بعد از آن طلاق داد . ولی این آقا غوله از آن زن ذلیل ها بود و زیاد طاقت نیاورد و آنقدر گریه کرد تا به خوابی سنگین فرو رفت .

روز بعد جک طمع کار بار دیگر از لوبیا به بالا رفت . از در قصر عبور کرد و به اتاق آقا غوله راه پیدا کرد ولی آقا غوله را خوابیده بر روی صندلی یافت . از میز به بالا رفت و دید که هنوز دستگاه سر جای خودش است . خواست دستگاه را بر دارد که ناگهان دستش به دکمه ای خورد و دستگاه شروع کرد به صدا کردن .

آقا غوله از خواب پرید و آن طرف و این طرف را نگاه کرد و جک را دید که دستگاه به دست در حل فرار است . به دنبالش دوان دوان دوید . جک از قصر به بیرون آمد و از لوبیا به پایین و آقا غوله نیز به دنبال وی .

تا پای جک به روستا رسید تبرش را از اتاقش بیرون آورد و به جان ساقه ی لوبیا افتاد . آقا غوله که خود را معلق یافت خواهش و تمنای جک را کرد که :

" ای جک . برایت هزاران سیم کارت اعتباری و دائمی ایرانسل و همراه اول و تالیا خواهم خرید . هزاران گوشی بر تو پیشکش می کنم . ساقه را قطع نکن جان مادر بزرگ پیرت " لیکن گوش جک بدهکار نبود و ساقه را قطع کرد و آقا غوله به رحمت ایزدی شتافت .

پس از آن جک اولین موبایل فروشی سراسر دنیا را راه انداخت و به فروش موبایل مشغول گشت و ماهیانه درآمدی معادل 2 میلیون تومان داشت . مادر بزرگش با استفاده از ایرانسل برای خود شوهری پیدا کرد و با خوشبختی سرش را بر زمین گذاشت . جک نیز مزدوج گشت و در حال حاضر 3 بچه دارد به نام های " انگور و منگور و حبّه ی انگور " و نام خانمش نیز " آلیس " است و انگور نیز مزدوج گردیده است و نام خانم وی " شنل قرمزی " ایست . قیمت سیمکارت ایرانسل نیز از 30 هزار تومان ابتدا 15 هزار تومان شد و بعد 10 هزار تومان . سال ها بعد جک به فروش انواع و اقسام سیمکارت های همراه اول و تالیا نیز مشغول گشت .
مقاله قبلی >> قصه سیندرلا مهندس و برنامه نویس << مقاله بعدی
ترک بک
  • آدرس: http://torbatjam.com/modules/article/view.article.php/c10/91
  • ترک بک: http://torbatjam.com/modules/article/trackback.php/91
رای
10987654321
API: RSS | RDF | ATOM
سایت تربت جام & Copyright© admin
 
بی‌شک دیدگاه هر کس نشانه‌ی تفکر اوست، ما در برابر نظر دیگران مسئول نیستیم

بیشترین خوانده شده
در آداب اسلامي توصيه هاي ويژه اي براي تغذيه در دوران بارداري وجود دارد. اين امر نشان دهنده ي اهميت اين زمان و نيز نقش تغذيه در آن است.
مجموعه آرامگاهی شیخ الاسلام احمد جامی یکی از بزرگترین مراکز زیارتی شرق ایران است که در قرن نهم به اوج شکوفایی خود رسید. این مجموعه که وسعتی حدود (64000) متر مربع دارد... .
برخي از علائم اختلال اعتیاد اینترنتی عبارتند از:
مشکلات میان فردی و یا مشکلات در هنگام کار یا مطالعه، نادیده گرفتن مسئولیتهای مربوط به دوستان، خانواده، کار و یا مسئولیتهای فردی، کناره‌گیری پس از دست کشیدن از اینترنت، کج خلقی هنگام تلاش برای دست کشیدن از اینترنت، آن‌لاین ماندن بیش از زمان برنامه‌ریزی شده، دروغ گفتن یا مخفی نگهداشتن زمان واقعی کار با اینترنت از نظر دوستان یا خانواده، تغییر در سبک زندگی به منظور گذران وقت بیشتر با اینترنت، کاهش فعالیت فیزیکی، بی‌توجهی به سلامت شخصی و بی‌خوابی یا کم خوابی و یا تغییر در الگوی خواب به منظور گذران وقت در اینترنت.
تربت جام از لحاظ فرهنگ موسیقیایی یکی از غنی ترین مناطق ایران است. این مهم به دو صورت نمود پیدا می کند؛ نخست موسیقی مقامی تربت جام که شامل مقامهای آوازی و سازی است که به وسیله ی ...
در روزگار سلجوقيان ، در سال 440 هجري قمري در قريه نامق ، از سلسله جرير بن عبدالله (از صحابي معروف) کودکي چشم به جهان گشود که او را احمد خواندند و بعدها به احمد جامي نامقي شهرت يافت... .
نورالدين ابوالبركات عبدالرحمن بن نظام‌الدين احمد بن شمس‌الدين محمد جامي نامي‌ترين شاعر و نويسنده دانشمند و عارف قرن نهم هجري است. برخي از پژوهندگان او را بزرگترين استاد سخن بعد از حافظ و خاتم شاعران بزرگ پارسي‌گو ...
در كتاب لغت موسيقي نوشته افراسياب بيگ لي كلمه‌ي مقام كه به صورت موغام يا مغام هم نوشته مي‌شود، به عنوان مجموعه‌ي صداها و پرده‌هاي مختلف كه بر اساس يك كوك واحد ...
حجة الإسلام زین الدین ابوحامد امام محمد غَزّالی طوسی، یکی از بزرگترین متصوفین، فلاسفه و اندشمندان علمای اسلام در قرن پنجم و ششم هجری می باشد. بزرگمردی که در انواع رشته های علوم اسلامی سرآمد دانشوران روزگار خود گشت...
تربت جام ، كهن دریا عرفان، واقع در شمال شرقی گستره پهناور ایران زمین به مانند شهرها و مناطق دیگر آن با حوادث و فراز و نشیب های تاریخی و روند شكل تدریجی مواجه بوده است. دورانی كه این شهر، روستایی كوچك به نام معدآباد ...
زندگی‌نامه استاد غلامعلی پورعطایی آفریننده «نوایی» مقام اسطوره‌ای كه از روح هنرآفرین او برمی‌خیزد و جان را به عروج و سفری عارفانه وا می‌دارد.
تازه ترین مقالات
موسيقي مقامي (محلي)، بدوي ترين شكل موسيقي است كه از زمانهای دور برای ما به يادگارمانده است. این نوع موسیقی درهركشوری ، متناسب با بوم و محيط جغرافيايي و انساني آن كشوردرهم آميخته و جزئي از فرهنگ آن کشوري محسوب ميشود. به راستی کسی زمان دقیق پیدایش مقام را نمی داند. مقام نمی تواند یک تصنیف یا ترانه باشد. مقام پیشینه ای دارد به وسعت تاریخ وآدمهایش....
تواناتک: IMEI یک کد ۱۴ رقمی چیست است که باید در هر گوشی جدیدی که ساخته می‌شود منحصر به فرد باشد و تا آخر عمر دستگاه با آن باقی خواهد ماند. از آن...
یک پلنگ که برای شکار خیز برداشته، یک قوچ اوریال با شاخهای تابیده اش، یک جبیر، یک گرگ و یک شغال، یک سبزه قبا با لانه اش که از خار و خاشاک درست ...
در اوایل قرن شانزدهم میلادی در دهکده ای نزدیک شهر «استرتفورد» در ایالت واریک انگلستان، زارعی به نام ریچارد شکسپیر زندگی می کرد. یکی از پسران او «جان» در حدود سال ۱۵۵۱ در شهر استرتفورد به شغل پوست فروشی مشغول شد و «ماری آردن» دختر یک کشاورز ثروتمند را به همسری برگزید. ماری در ۲۶ آوریل ۱۵۶۴ پسری به دنیا آورد و نامش را «ویلیام» گذاشت. این کودک به تدریج پسری فعال ، شوخ و شیطان شد ، به مدرسه رفت و زبان لاتین و یونانی را فرا گرفت. ولی به علت کسادی شغل پدرش ناچار شد برای امرار معاش، مدرسه را ترک کند و شغلی برای خود برگزیند. برخی می گویند که او ابتدا شاگرد یک قصاب شد و چون از دوران نوجوانی دلبستگی شدیدی به ادبیات داشت، در موقع کشتن گوساله خطابه می سرود و شعر می گفت.
HIV
خانواده و سلامت | shekoofe | پ ۹۱/۰۷/۲۰
HIV چيست ؟ HIV مخفف ""Human Immunodeficiency Virus به معني "ويروس نقص ايمني انسان" مي‌باشد. ويروس ، يك ذره زنده خيلي كوچك است كه مي‌تواند تكثير و پخش شود اما...
یاهوووووووووووووووووووشاید از نام این ترفند اندکی جاخورده باشید ، اما باید قبول کرد که این نام بهترین عنوان برای این ترفند است! قصد داریم ...
در زندگی زناشویی دلخوری ها ، رنجش ها ، شکایت ها و مشاجره ها فراوان است . اگر چنین نباشد باید نگران بود . زیرا به یقین رابطه زوج به سردی گراییده و نسبت به هم بی اعتنا شده اند و دیگر هم را دوست ندارند که از یکدیگر نمی رنجند...
بسیاری از عادت های فرهنگی و صفات اجتماعی ما ریشه در تنبلی اجتماعی دارد. ایرانی ها ضمن این که دارای میزان تنبلی بالاتر از متوسط جهانی هستند، جایگاه سوم را به خود اختصاص داده اند...
حقيقات نشان داده، محروم‌كردن استفاده موقتي از وسايل تكنولوژيك نتيجه عكس دارد و حتي ممكن است فرد را دچار اضطراب و حالت هيجاني كند...
درست است كه انسان امروز شايد نتواند از تكنولوژي دور باشد اما متخصصان و كارشناسان معتقدند كه وابستگي‌ ما به تكنولوژي مي‌تواند مضر و حتي خطرناك باشد...
ثبت نام | ورود به سایت | تبادل لینک | |