گذر زمان

از جلوه های آشکار اما پنهان زندگی انسان، گذر زمان است که مسائل و موضوعات مختلف را دچار تغییر و تحول می سازد. رنگ کدورت یا رنگ محبت را پر رنگ تر یا محو می سازد، احساسات را تغییر می دهد و معانی و مفاهیم را زیر و رو می کند. اهداف انسان را عمیق تر یا سطحی تر می سازد، سنگینی بار مشکلات را به مرور از ذهن انسان برداشته و به دست فراموشی می سپارد.در این گذر و عبور است که روح آدمی را با تجارب مختلف، آب دیده می سازند و شخصیت لایق هر فرد را از میان تفکراتش بیرون می آرند و آن گونه اش می سازند که باید می بوده.

علاوه بر این، گذر زمان معانی کلمات و مفاهیم عبارات را با کلمات و عبارات دیگری جایگزین می سازد که تنها با بازگشت به عقب و مرور اوراق دفتر تاریخ زمان و اندشه های حک شده ی برجای مانده بر آن می توان یافت. به عنوان نمونه از کلمه ای همچون عشق که اکنون به اوج هوس و شهوترانی تعبیر می شود، در گذشته به عنوان کلمه ای عمیق و با بار معانی بسیار زیادی یاد می شده است. عشق از دیدگاه عرفا و اولیای خدا، کلمه ای بوده که تمام معانی وجود یک سالک و سائل راه حق را در خود جای می داده و او را از هرگونه هوا و هوس نفس خویش رها می ساخته و به یگانه خالق خویش پیوند.

و یا کلمه علم که اکنون با مدرک و تحصیلات دانشگاهی تفسیر می شود یا با مطالعه کردن کتب فراوان، در گذشته نور وجودی هر فردی بوده که او را در دو راهی های زندگی چراغی پر فروغ و راهنما بوده، نوری که هرکس را لایق آن نبوده است و نخواهد بود.

به استناد قرآن که “گذر کنید بر جهان و عاقبت تکذیب کنندگان را مشاهده نمایید” می توان این درس را گرفت که پند و عبرت گرفتن از زندگی و زمان، لازمه رشد و سعادت هر فردی می باشد.

اندکی بیشتر به اطراف خود هوشیار باشیم، به کلمات، جملات و اندیشه های خود و دیگران که می خواهند آن را به خورد ما دهند.

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | ۳ پاسخ