کنکور و برخورد اشتباه مردم

بحث داغ این روزها کنکور و نتایج و رتبه های کنکوره، موضوعی که در جامعه ی ایران و بخصوص در اجتماع کوچکتر تربت جام بسیار مهم تلقی می شود.

اما آیا مقایسه ی افراد بر اساس رتبه یا قبولی در کنکور معیار درستی می باشد؟

برای پاسخ به این موضوع باید ابتدا این نکته را خاطر نشان ساخت که مقایسه ی دو جسم یا دو فرد تنها زمانی عادلانه خواهد بود که تمام شرایط برای آن دو یکسان باشد.

پس مقایسه ی دو فرد که در شرایط محیطی، اجتماعی، خانوادگی و فردی یکسانی نمی باشند غیر منطقی و از پایه دچار اشکال است. چه بسیار دانش آموزانی که در روستاها زندگی می کنند و فقط به خاطر شرایط محیطی یا خانوادگی نمی توانند به تحصیل خود ادامه دهند. چه بسیار دانش آموزانی که به خاطر نداشتن معلمانی دلسوز و مجرب از قافله ی کنکوریها عقب می مانند و چه بسیارند افرادی که با زور پدر و مادر و ثروتی که دارند در بهترین رشته ها مشغول به تحصیل می گردند.

واقعیت کنکور و قبولی در آن، تلخ تر از آن است که بتوانیم آنرا بیان کنیم….

و جای افسوس و تأسف است هنگامی که می بینیم همین افرادی که امروز اینقدر از رتبه های خوب کنکور صحبت می کنند، فردا یادشان می رود که چه مشکلاتی بر این دانشجو می گذرد!

اهمیت به هر موضوعی به همان اندازه اش سودمند است نه بیشتر از آن و نه کمتر.

به امید آن روزی که مردم افتخارشان قبولی در بهترین رشته ها نباشد بلکه عمل به اندوخته هایی باشد که آنرا فرا گرفته اند.

انبار گندم و موش

یکی غله مرداد مه، توده کرد زتیمار دی خاطر آسوده کرد

شبی مست شد، آتشی بر فروخت نگون بخت کالیوه خرمن بسوخت

دگر روز خوشه چینی نشست که یک جو زخرمن نماندش به دست

چو سر گشته دیدند درویش را یکی گفت پرورده خویش را

نخواهی که باشی چنین تیره روز به دیوانگی خرمن خود مسوز

گر از دست شد عمرت اندر بدی تو آنی که در خرمن آتش زدی

فضیحت بود خرمن اندوختن پس از خرمن خویشتن سوختن

مکن جان من، تخم دین ورز و داد مده خرمن نیک نامی به باد

چو برگشته بختی در افتد به بند ازو نیک بختان بگیرند پند

تو پیش از عقوبت در عفو کوب که سودی ندارد فغان زیر چوب

برآر از گریبان غفلت سرت که فردا نماند خجل در برت

سعدی رحمة الله علیه